از دورۀ صفوی به این سو نیز دسته‌هایی از طوایف مختلف ترک از غرب ایران و آذربایجان و از نقاط دیگر به انگیزه‌های گوناگون به سرزمین خراسان کوچانده شدند یا خودخواسته مهاجرت کردند. در دورۀ شاه عباس به دستور او دسته‌هایی از طوایف ترک را بارها از غرب ایران به خراسان کوچاندند. یک بار 500‘4 خانوار ترک افشار را از نواحی اورمیۀ آذربایجان به نواحی ابیورد و دره‌جز (درگز)، بار دیگر جمعی از طایفۀ قاجار ساکن در نواحی تبریز را به مرو، و یک بارهم جمعی از طوایف قاجار گنجه و قراباغ را به استراباد کوچاندند و سکنا دادند (محمدکاظم، 1/4-5).
طایفه‌هایی کوچک و بزرگ از قوم ترک در سرزمین خراسان زندگی می‌کنند که معمولاً با ترکمنها و کردها در بسیاری از روستاها همزیستی دارند. مثلاً یکی از دسته‌های ترکِ پراکنده در خراسان طایفۀ جلایر است (میرنیا، ایلها ... خراسان، 54-55) که برخی مانند مستوفی آنها را به اشتباه کُرد معرفی کرده‌اند (ص 410-411). رؤسای این طایفه قلعۀ کلات را در تصرف خود داشتند و قلمرو ییلاق و قشلاقشان تا نواحی مرو شاه‌جهان و تمامی کوهستانهای آن را در بر می‌گرفت. جمعیت این طایفه را نزدیک به یک لک (ح 000‘10) خانوار تخمین زده بودند (همو، 411-412؛ زین‌العابدین، 1/ 698). کرزن سکنۀ کلات را بیشتر ترک و از طایفه‌های جلایر و بیات دانسته که در دو روستای جلگه‌ای به نامهای ارغوان‌شاه و گیوک‌گنبد همراه با شماری اندک خانواده‌های کرد و عرب زندگی می‌کردند. او کل جمعیت مردم کلات نادری را کمتر از 000‘1 نفر دانسته (I/139)، و شیل حدود 500‘1 خانه تخمین زده است (ص 400) که هر دو در قیاس با آمار مستوفی، تا حدی واقعی‌تر به نظر می‌رسند. همچنین در برخی روستاهای اسفراین مانند سرخ‌قلعه ترکهایی معروف به تیمورتاش با طایفه‌هایی از اقوام دیگر می‌نشینند که آنها را شاخه‌ای از ترکهای شهریاری می‌دانند که احتمالاً از شهریار تهران به این ناحیه کوچیده‌اند (توحدی، 65). در آبادیهای اطراف نردین، از توابع شهرستان شاهرود هم طایفه‌هایی از ترکهای تیمورتاش به سر می‌برند (کیهان، 2/105).
گروههای ترک خراسان در دهه‌های نخست سدۀ 14 ق/20 م، به گویشهایی سخن می‌گفتند که با ترکی ترکمنی و ترکی آذربایجانی متفاوت بود. شگفت اینکه در برخی موارد در یک روستای ترک‌نشین مانند خَفر در 16 مایلی (ح 25 کیلومتری) نیشابور، نیمی از مردمش به یک گویش، و نیمی دیگر به گویش دیگر صحبت می‌کردند (ایوانف، «درباره»، 154). اکنون در میان مردم ساکن در درگز نیز دو گونه ترکی رایج است: یکی ترکی آذربایجانی که زبان مخصوص افشارها و آذربایجانیهای ساکنِ آنجا ست، و دیگری ترکی ترکمنی مردم بومی محل که آمیخته‌ای است از ترکی آذربایجانی و ترکمنی سلجوقی. بیشتر مردم شهرستان درگز هم به زبان ترکی ترکمنی سخن می‌گویند (تکلیفی، 23). ایوانف نشانه‌های زوال قومی را در میان ترکهای خراسان بیشتر از کردها و فارسهای روستانشین می‌دید. بسیاری از خانواده‌های ترک خراسان مدعی نَسَب‌بری از خاندانهای بزرگ و کهن و اصیل ترک بودند. مثلاً ترکهای بیات و بایندُر که در بخش شمال نیشابور زندگی می‌کردند، مدعی خویشاوندی با ایلات مشهور آذربایجان بودند (ایوانف، همانجا). احتمالاً باید این طایفه‌ها همانهایی باشند که گفته می‌شود شاه عباس آنها را به این ناحیه کوچاند. شیل در سالهای 1265- 1269 ق/ 1849-1853 م، از استقرار 000‘10 چادر و خانۀ ترک بیات و خورشاهی در نیشابور خبر می‌دهد (همانجا).
طوایف ترک خراسان کمتر کوچ و ییلاق و قشلاق می‌کردند. برخی از گروههای ترک، به‌ویژه آنهایی که صاحبان گله‌های بزرگ بودند، یک نوع زندگی نیمه‌کوچنده داشتند. دهکده‌های ترک‌نشین معمولاً زنده و پررونق بود (همانجا).